این جاده ها کی به آخر میرسد

ننگ و درویشی و انگشت نمایی و ملامت

همه سهل است

تحمل نکنم بار جدایی

تو که تموم تنهاییای من و با عشق پر میکنی تو که یادت مثل آتیش از چشمم از قلبم بیرون میزنه کاش میتونستم کاش میتونستم تنهاییات و که به وسعت کل دنیاست پر کنم.

یا مهدی فاطمه و دیگر هیچ...


نوشته شده در یکشنبه ٢٥ دی ،۱۳٩٠ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

وقتی عاشق شدم

دوری رو از فرهنگ لغاتم پاک کردم

ولی...

آقا اجازه دل زده ام از تمام شهر

بی تو دلم گرفته از این ازدحام شهر

آقا اجازه دست خودم نیست خسته ام

در درس عشق من صف آخر نشسنه ام

در این کلاس عاطفه معنا نمیدهد

اینجا کسی برای تو بر پا نمیدهد

آقا اجازه بغض گرفته گلویمان

آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان!(جمعه سبز)

سلام!

از اینکه انقدر بی معرفتم متاسفم!

از همه دوستام ممنونم

اگه خدا کمک کنه و حالم بهتر شه!

از این به بعد هفته ای یکی دو بار بهتون سر میزنم بازم از همتون ممنونملبخند

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ آذر ،۱۳٩٠ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

ماه مهربانی بر همگان مبارک

و باز هم جمعه و غم و انتظار

و باز هم انتظار

انتظار یار

و باز هم قصه شاه بی سوار , یار , انتظار

جاده های بی سوار

انتظار

انتظار

یا مهدی

سلام تا چند وقت نیستم ممنون که بهم سر میزنید

حتما بعد ماه رمضان به همتون سر میزنم

 

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳٩٠ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

زمین در انتظارت گرد خود از درد می پیچد         زمان افتاد گویی از قدم آهسته ,آهسته

 لحظه ها , ثانیه ها , می آیند

و تو هرگز به تماشا حتی

 گذری چند بر این خسته’ درمانده نداری آیا ؟

 و من آیا تنها , دم این جاده  

 چشم به راه

 چشم به راه , لحظه ها ,‌ ثانیه ها

که تو آیی باز

 و من منتظرم لحظه ها , ثانیه ها

 جمعه ها , جمعه ها

هر روز , هر روز جمعه است

قسم به نام خودت آقا

قسم به هر چه که هست

دلم برای تو تنگ است.

یا مهدی 

حرف زیاده ولی..........

هر روز روز تولد توست اگر ما متولد شویم.

میلاد عزیز دل شیعیان مبارک

 

نوشته شده در شنبه ٢٥ تیر ،۱۳٩٠ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

 

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

 پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

امروز گرسنگی فکر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن!دکتر شریعتی

تو دوای دردی یا خود درد ؟

من درد دین دارم

تو درد دین داری

این دردها دردی دوا نمیکند

دین من درد دارد

ما دٍین دینمان را اداء نکرده ایم

او گرسنه میخوابد و من درد دین دارم

او لباس ندارد و من درد دین دارم

او میمیرد و من درد دین دارم

ای خدااااااا

این منم که درد دین دارم؟

یا این دین من است که درد دارد

دردی بس عظیم از دست من که درد دین دارم

ای دریغا ، ای دریغ که من فقط دردٍ دین دارم

تا حالا فکر کردی چطوری دردهای دینت رو دوا کنی؟؟؟؟؟

پی نوشت:با توجه به نظرات احساس کردم این مساله کمی احتیاج به تبیین داره

ببخشید که این پست طولانی شد.

انسانهای دین داری که در کنار ما زندگی می کنند دو دسته اند:

دسته ای افرادی دین دار و خوب و سر به زیر و بی سر و صدا.

دسته ای دیگر در کنار دیندار بودن، دغدغه (توجه کن) دغدغه مسایل اجتماعی و سیاسی دین را نیز دارند.

گروه اول:

اهل نماز و روزه و عبادت و صله ارحام و روضه و سینه زدن و انفاق و.....هستند. آدمهایی مومن و دین دار . کسانی که نمازشون اگه کمی دیر بشه یا مجلس روضشون عقب بیفته ، یا ذکر از روی لباشون قطع بشه ، کلی استغفار می کنند. 

اما در رابطه با مسایل روز و امور سیاسی(به معنای پیدا کردن نقش مبارزاتی خود برای به کرسی نشاندن حق و مبارزه با ظلم و طاغوت ) چراغ خاموش حرکت می کنند و به یه عبارتی نگاه فضولاتی (یعنی بی ارزش و اضافی) دارند.

ببخشید متذکر می شوم ولی منظورم از این دسته پیرمردان یا پیرزنان سنتی(قدیمی) نیستند بلکه در بین همه اقشار (روحانی ، دانشجو ، استادو...) حتی برخی خواص از همین صنوف دیده می شوند.

گروه دوم:

علاوه بر ویژگی دین دار یودن گروه اول ، نسبت به اتفاقات اطراف خود دغدغه دارند  . حداقل در این پازل نقش خود را به خوبی می شناسد و ایفای نقش می کند. مثلا در ایام انتخابات با توجه به اصول و  اهدافش وظیفه شناسی می کند و حتی دیگران را نیز درگیر می کند و یا در مسائلی همچون فلسطین یا وحدت شیعه و سنی زمان شناسی می کند و حرکت می کند .

البته در گروه دوم قرار نیست همه یک جور فکر کنند چرا که برداشتها با توجه به اهداف و اصول آدمی ایجاد می شود و لی مهم این است که در این قسمت زندگی و دین هم دغدغه ای داشته باشد.
به گروه دوم میگوییم کسانی که دغدغه دین دارن یا به عبارتی درد دین دارند

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳٩٠ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

عذر تقصیر برای ناخدا و برای ...

مبعث برای من معنایی بیشتر از پیامبری رسول اکرم داره(انقدر عظیم که گاهی به وحشتم میندازه)

مبعث برای من برانگیخته شدن خودمه

احساس میکنم خدا توی این روز من و همه مردم رو برمیانگیزه تا پیامبری کنیم

حکایت همون حکایت پیامبر درونه

من رو بر انگیخته تا پیامش رو به دست دوستام به دست اقوامم برسونم

ولی میترسم اقرار میکنم که به چند نفری اس ام اس زدم  اس ام اسی که خودم نوشته بودم

(بر انگیخته شدی تا بخوانی

و صدایت تا ابد جاریست در رگهای این بیابان

بخوان

بخوان به نام عشق ...)

یه دفعه دلم ریخت گفتم تو , تو بر انگیخته شدی آیا توان این بار سنگین رو داری

(آسمان بار امانت نتوانست کشید     قرعه فال به نام من دیوانه زدند)

و اینکه تبریک های کلیشه ای رو نمی پسندم و نسبت به این مساله حس بدی دارم. بازم ممنون

یا محمد

نوشته شده در شنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩٠ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

بیرون می آیی , سیل می آید

 دنیا طاقت تو را ندارد

آماده میشویم , سیل می آید

غرق میشویم

غرق دنیا

هنوز هم دنیا طاقت تو را ندارد

آماده میشویم و . . .

یا مهدی

نوشته شده در پنجشنبه ۱٦ تیر ،۱۳٩٠ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

 پروردگارا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان , اضطراب های بزرگ , غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . (دکتر شریعتی) 

انسان که باشی

میزنند له میکنند

همین که زدی میگویند انسان باش!!!

من با تو درگیرم,ای عشق پنهانی

من بی تو دلگیرم,ای غایت ثانی

تو با منی آیا ؟ این بی قراریها

هر دم شود افزون, از خود فراریها

این عقل پا بسته , پای مرا بسته

باران گرفت این دم از قلب این خسته

دستی ,دلی,پایی آهی بزن آهی

 شاید که بر آید بر بام من ماهی

این قسمتی از یه شعر طولانیه که دیروز گفتم و امروز... 

بازم درگیرم با خودم باخود خسته ام .چقدر از حرف تا عمل طولانیه .

نوشته شده در سه‌شنبه ٧ تیر ،۱۳٩٠ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ توسط مهشید(رهگذر) نظرات () |

Design By : Night Melody